Thursday, November 12, 2009

قضیه احسان فتاحیان و ترکیه

داستان عبدالله اوجالان جدایی طلب کرد که پ.ک.ک را در ترکیه بنیان گذاری کرد و مقایسه آن‌ با احسان فتاحیان میتواند تفاوت عمیق ارزش انسان را در دو کشور از لحاظ تاریخی‌ فرهنگی‌ مشابه ایران و ترکیه به نمایش بگذارد

فرض بر این است که احسان خواهان جدایی کردستان از ایران بوده است، که خوب طبیعتا من هم مثل اکثر ایرانی‌‌ها مخالف آن‌ هستم، ولی‌ بحث بر سر اصالت ارزش انسان و زندگی‌ است نه بر سر گرایش‌های فکری و سیاسی، این مهمه که فرقشو بدونیم


حالا یک یاد آوری از اوجالان، عبدالله اوجالان در یک ده کرد نشین در شرق ترکیه به دنیا میاد، به استانبول و سپس به آنکارا میره و علوم سیاسی میخونه ( تا همینجاش برای یک شهروند کرد ایرانی شبیه یک رویاست!) در ۱۹۷۳ یک گروه مائو یست راه میندازه و در ۱۹۷۸پ.ک.ک رو به منظور مبارزه برای تحصیل استقلال کردستان ترکیه. یعنی‌ رسما وارد جنگ با دولت مرکزی میشه، -پ.ک.ک از طرف اکثر کشور‌های اروپایی، آمریکا و....به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده- در سال ۱۹۹۹ در کنیا دستگیر میشه و امروز در یک جزیره‌ تحت مراقبت ویژه است، نکته جالب اینه که دولت ترکیه که نه از رافت اسلامی بویی برده نه سایه ولی‌ عادل فقیه بالا سرشه نه با اصول مترقی قوه قضاییه ایران آشناست نه همیشه ۴ تا شاهد عادل در موقع تجاوز تو زندان‌ها داره نه دولت مهرورزی، هیچی‌

نه تنها این آدم رو اعدام نمیکنه، نه تنها این آدم رو محارب با امام زمان نمیدونه بلکه در کمال حیرت به اون اجازه میده وکیل داشته باشه بیاد داد گاه و حتا بعد از محکومیت مصاحبه کنه و اعلامیه بده، ایشون همین الان که سنگینی‌ اعدام احسان فتاحیان رو قلب همه ایرانی‌‌ها سنگینی‌ میکنه در یک جزیره‌ با ۱۰۰۰ تا محافظ وسط دریای مرمره تحت مراقبت هستند. اصولا جالبه که کشور ترکیه از سال ۲۰۰۲ حکم اعدام رو لغو کرده، یعنی‌ واقعا این‌ها نمیفهمند که در قصاص لذتی هست که در بخشش نیست؟؟ حالا اون اروپایی‌ها رو باش که تازه به ترکیه گیر میدن که چرا حقوق بشر رو رعایت نمیکنه

بی‌ عدالتی در ایران متاسفانه حتا با کشور‌های هم جوار هم قابل مقایسه نیست، هیچ کشوری در منطقه به بد نامی‌ ایران از لحاظ تضییع حقوق مدنی نیست، در همین ۳۰ سال اخیر در پاکستان حد آقل ۵ بار قدرت جا به جا شده است، در ایران هیچ مرجعی نیست که حتا نگران پاسخگویی باشه، اعدام و شکنجه جزو بدیهیات زندگی‌ در ایران شده و ما همه رفته رفته به آن‌ عادت کرده ایم

هیچ چیز زندگی‌ احسان رو بر نمیگردونه و این برای همه ما ایرانی‌‌ها مایه شرم است.هیچ چیز زندگی‌ احسان رو بر نمیگردونه نه استقلال کردستان نه تسلیم کومله به قهر ولی‌ فقیه

فکر می‌کنم مساله حقوق بشر، مهم‌ترین موضوع‌ای است که فعالان ایرانی‌ باید به آن‌ بپردازند، رعایت حقوق بشر، نقطه اشتراک تمام جریان‌های سیاسی ایران است و همه باید تا آزادی آخرین زندانی سیاسی رو این قضیه تمرکز کنیم

رعایت حقوق بشر بزرگترین دستاورد این جنبش میتواند باشد

9 comments:

darouse54 said...

There is a political aspect to this and then there is a human aspect to this. I will never forget the interview of VOA with the mother who pulled the chair from the killer of her son and felt good about it.
One thing that IR has done successfully to us Iranians, is taking away the sense of humanity and lets face it we never did any thing to get it back.

نجات بهرامی said...

احسنت . مقايسه بسيار جالبي بود . قيلفه حق به جانب احمدي نژاد در مصاحبه هاي برون مرزي و تاكيد مزورانه وي بر كرامت انسان !!! اين گونه جوابي مي خواهد .

گمنام said...

آرش عزیز
سلام
حرفت دقیقا درست است، خیلی ساده است که اینکه کسی قبلا کشته شده است ، دلیل و توجیه نیست بر اینکه ما بیایم آدم جدیدی را بکشیم. پس چه فرقی بین ما و آن قاتل است . وقتی حکومتی مجازات مرگ داشت،به معنی این است که اینقدر ان جامعه توسعه نیاقته است که حکومتش آدمکشی قانونی می کند
حرمت انسان از همه چیز بالاتر است

Touraj said...

خیلی مقایسه جالبی بود. اعدام یک نوع قتله که ممهور به مهر قانونه و پیگرد قانونی نداره. حالا اینا که تو ایران دارن مثل بنز آدم میکشن. چندان قانون هم براشون مهم نیست. حتی قانونی که خودشون نوشتن.
در ضمن جناب سبحانی، میخواستم همینجا بابت آلبومهای خیلی قشنگتون تشکر کنم. تو باغ وحش جهانی وقتی میگین "رفیقای من منطق بلدن، یکی یه نانچیکو دارن" کاملاً درسته.
این تک آهنگ ائتلاف ژوراسیک پارک هم فوق العاده بود. امیدوارم سال دیگه همین موقع تو تالار وحدت کنسرت داشته باشین و من هم ردیف اول نشسته باشم.
شاد و سبز باشین

Katrin said...

dar taaiide farmayeshe shoma az website Manouchehr jamali:
زندگی، مـُقـدس است
خدا هم حق ندارد حکم قتل واعدام بدهد

برای سکولار ساختن جامعه،
باید « درب ِ دوزخ » را بَست
درفرهنگ ایران، کار ِ بنیادی ِانسان
درگیتی ، بستن ِ دربِ دوزخ است

http://arashsobhani.blogspot.com/2009/11/blog-post.html#comments

hanie said...

سلام من تازه با وبلاگتون آشنا شدم. مطالبتون جالبه. آهنگ دشت سبز رو هم یه هفته ای که شنیدم. واقعا عاااااااالیه. صداتون بی نهایت دلنشینه. تا کامپیوتر رو روشن میکنم سریع این آهنگ رو میزارم. امیدوارم همیشه تو کارتون موفق باشید.
هانیه

Hectorist said...

واقعا اینجا آرش سبحانی مینویسه؟
آقا خیلی باحالی. خیییلی. این کاره ای ینی.
( الان من دارم از رو بادی گاردا رد میشم بیام تو رو ماچت کنم )

bitars said...

گفتن از حقوق بشر در مورد ایران و چشم عملی کردن چنین حقی از صاحبان فعلی ایران یه کار بی هودس، توی قانون مدنی ایران وفق ماده 9 مقرارت عهود بین المللی و کنواسیون ها رو به شرط تصویب توی مجلس در حکم قانون میدونه، جالبتر اینکه بدونیم طبق همین اصول قانونی دوول متعد میشن که قانونی مغایر این تعهدات تصویب نکنن اما درست توی ایران هم تصویب میشه و هم تعهد نقض میشه، چیزی که مشخصه، حرف زدن و گلایه کردن از این نظام در خصوص حق انسانی بی مورد و عبث به نظر میرسه ، باید کلا عوض بشه که شاید این لکوموتیو دموکراسی ایران بالاخره راه بیفته.
آرش خان سبحانی ، حداقل یه درمونی برای قالب وبلاگت پیدا کن، از قسمت تنظیمات و فرمت زبان فارسی رو بزن که حداقل راست چین بشه قالبت این جور خطوط قاطی نباشن برادر

صفر و یک said...

ممنون آرش جان .حالا بهتر میفهمم چرا سالهاست آلبومهات از توی ماشینم بیرون نمیره و هر روز مثل روز اول بهشون گوش میدم.

Post a Comment